زندگی مامان و بابا.. رزانا جون

عشق های مامان

1394/6/22 10:48
نویسنده : مامان روجا
162 بازدید
اشتراک گذاری

یک روز
دختری خواهم داشت
شبیه خودم
با چشمهایی که
همه دنیایش از پشتش دیده می شود
خودم فدای صورت ماهش میشوم
اما کاش روحش به پدرش برود
مثل مردها شود
و همیشه از پس هر زمین خوردنی بر خیزد
دلم می خواهد شبیه او قدش به بلندای آسمان شود
مهربانی را یادش می دهم
اعتماد را
اما یادش می دهم
همه دنیایش را با مادرش قسمت کند
حتی خطاهایش را
آن وقت هیچ وقت تنها نمی ماند
نمی گویم دخترم بترس از مردها
می گویم بترس از گرگها
مردها که گرگ نیستند
پدرت فرشته ای است
که روزی روح تنهای مرا لمس کرد
و خواستم راه را
تنها نروم
روزی دختری خواهم داشت
شبیه خودم
اما بسیار قوی تر
بسیار بخشنده تر
بسیار مهربان تردرست شبیه پدرش....

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)